بنام آنکه جان را فکرت آموخت
سلام عموی صبورمان
عمو بین برادرزاده های شما کسانی هستند که دیگر سن و سالشان از مقطع کودکی ونوجوانی گذشته وحالا بزرگسال شده اند.مثل من!
اما چقدر قشنگه که گذر زمان این احساس را تغییر نداده و همانطور پاک و دست نخورده به قوت خود باقیست..ما همچنان شمارا عمو صدا می کنیم و شماهم ما را دخترم خطاب می کنید!
عمو ما دخترانتان و بردارزاده هایتان همیشه توی خاطراتمان شما را عمو دانستیم.چه زمانهایی که سن و سالمان کم بود و چه حالا که بزرگ شده ایم.و شما نیز همواره با صعه صدر مارا دخترم خطاب کردید و احساستان همیشه پاک و بی آلایش همچون نگاه یک عمو به برادرزاده هایش بوده وهست.
این احساس عمویی را شاید کس دیگری هم می توانست در قالب دخترم دخترم گفتن ها به نفع خود تمام کند و البته که هرکسی نمی تواند در چنین نقشی فرو رود چرا که گذر زمان عملکرد طرف مقابل و رفتاری که نشان میدهد را خیلی زود ،رو می کند.
عمو ما واژه “دخترم ” را نمی توانیم از هرکسی قبول کنیم ! فقط شمایید که مثل یک عموی واقعی مارا دخترم خطاب می کنید و از ماها برای خودتان یک دختر خوب ساخته اید.
من عمو ندارم ..اما شما همیشه جای خالی عموی نداشته ام را برایم پر کردین و درسهایی از زندگی را از شما آموختم که همچون چراغی پر نور راهنمایم در مسیر زندگی شد.و امروز با خیالی آسوده تر از همیشه همچنان شمارا عمو خطاب می کنم و از خداوند می خواهم درهر حالی مواظب شما عموی پاک و مهربانمان باشد و کمکتان کند به هرآنچه که لایقش هستید دست یازید و همواره پله های سعادت و ترقی را طی نمایید.امیدوارم سفر به شهر تبریز برایتان خاطرات خوب و بیاد ماندنی را به همراه داشته باشد.
عمو مثل همیشه مارو سورپرایز کردین !
این برادرزاده حقیرتان را از دعای خیرتان فراموش نکنید.
برچسب:
نویسنده: نوید قاسمیپور